دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

فانتزی های پورنوگرافیک

این نوشته می کوشد به فانتزی های پورنوگرافیک مان بپردازد، فانتزی هایی که چه بسا، در بیداری حتی بیش از خواب بر ما سلطه دارند.

ژست های کاذب

امروزه پورنوگرافی به جزئی از جهان ما و به یکی از کلیشه های جهان ما بدل شده است. پورنوگرافی یک صنعت است، صنعتی با بازیگران، هنرمندان و جشنواره ها و جایزه های خاص خودش. این نوشته قصد بررسی این صنعت و یا تحلیل و نگارش تاریخچه آن را ندارد، بلکه صرفا می خواهد نگاهی به جنبه هایی از حضور و تاثیر این پدیده بر زندگی و کنش نوجوانان و جوانان این سرزمین جهان سومی، ایران بپردازد.

این نوشته می کوشد به فانتزی های پورنوگرافیک مان بپردازد، فانتزی هایی که چه بسا، در بیداری حتی بیش از خواب بر ما سلطه دارند.

ژست های کاذب ما

پورنوگرافی به آدمی جسمانیتش را تذکر می دهد، پورنوگرافی همچون شوکی است که سلول های جنسی  را از کما بیرون می آورد. صحنه فیلم پورنو عرصه ایست که در آن آدمی راحت تر از هر جایی می تواند ژست بگیرد. پورنوگرافی عرصه ی گرفتن ژست های کاذب است، چرا که وسیله ای معطوف به هدف لذت رساندن است. همانطور که جورجو آگامبن می گوید : اما، درست همانگونه که در فیلم های پورنو، آدمیان گرفتار جریان اجرای ژستی می شوند که صرفاً وسیله ای است معطوف به هدف لذت رساندن به دیگران یا به خودشان.

آگامبن در مقاله درخشانش در باب ژست، نه صرفا ژست های پورنوگرافیک، به طور کلی سخن می گوید. وی می گوید: پورنوگرافی عرصه ایست که در آن آه و ناله ها تا سر حد یک ژست برکشیده می شوند، عرصه ای که نامفهوم ترین صداها و آخ و اوخ ها و کلمات حاوی معنایی بس اثرگذار و تکان دهنده می شوند. پورنوگرافی عرصه ژست گرفتن ناله هاست. آگامبن مقاله اش در باب ژست را با این تز پایان می دهد : «سیاست قلمرو وسایل ناب است، یعنی قلمرو ژست مطلق و تام آدمیان». متأسفانه جوانان ایران، یعنی همان کسانی که بیش از همه دوست دارند ژست بگیرند، ترجیح می دهند در مکان های کم خطر و حتی بی خطر (نظیر شرکت در مراسم عزاداری یک خواننده ی پاپ معمولی و یا شرکت در مراسم یک سردار) ژست بگیرند.

در ایران، خیابانها بجای آنکه صحنه سیاست و تفکر باشد بدل به صحنه ی پورنوگرافی شده است. خیابان های زیبا و شلوغ هر شهر، خیابان هایی که جوانان از گشتن در آن کیف می کنند، بدل به مکانی برای دید زدن، چشم چرانی، خودنمایی، حتی حسرت خوردن و نمایش آخرین مدل های لباس و گوشی شده است. همه ما در حال ژست گرفتن هستیم.

با این اوصاف، چه بسا پیام فیلم های پورن وطنی این باشد: دیگری باید این را ببیند، چرا که من از دیدن و حسرت کشیدن خسته ام، حال نوبت دیگری است که ببیند و حسرت بکشد. من از دوزخ فانتزی هایم به بهشت سکسوالیته راه یافته ام، این لحظه بی گمان ارزش ثبت شدن و دیدن را دارد، چرا که من یک ژست گرفته ام!.

رابطه مقعدی، جبرانی برای رابطه واقعی

اسلاوی ژیژک، در کتاب «وحشت از اشک های واقعی»، درباره رابطه جنسی در کوبا می گوید: در کوبا وقتی مردی به مردی دیگر فخر می فروشد که “من با اون بودم”، منظورش نه فقط آمیزش واژنی عادی بین دو جنس بلکه رابطه مقعدی نیز است. در اینجا مقعد، عضو بدل و رنگ پریده و تحریف شده ای از واژن تلقی می شود.

این موضوع گویای بسیاری از تمایلات و فانتزی های جنسی ما نیز می باشد. در واقع عضو آرمانی در بسیاری مواقع، جور بسته بودن عضو طبیعی را می کشد. البته در بسیاری مواقع حتی هنگامی که بکارت مانع نیست، برای جبران کمبود رابطه، گریزی هم به ایده آل ها زده می شود. مشخص است که هر دو سوی ماجرا از این قضیه، راضی ­اند. من می توانم رابطه ام را داشته باشم بی آنکه درگیر دردسرهای بعدی، همچون پیش آمدن یک بارداری ناخواسته شوم، و من هم می توانم رابطه ام را داشته باشم بی آنکه بکارتم را از دست بدهم.

رولان بارت می گوید: در ژاپن، میل جنسی در رابطه جنسی است و نه در هیچ کجای دیگر، ولی در آمریکا میل جنسی در همه جا هست جز در رابطه جنسی. آیا وضعیت امروز ما در ایران شبیه آن چیزی نیست که بارت، درباره وضعیت رابطه جنسی در آمریکا می گوید؟ البته با این تفاوت که، در امریکا حضور میل جنسی در همه جا، جز در رابطه ی جنسی، به این دلیل است که در امریکا رابطه جنسی به حد اشباع رسیده است. اما در ایران چون رابطه ی جنسی به اندازه ی کافی وجود نداشته است، آنرا در هر رخنه ای می کاویم.

به مجالس نوحه و روضه سری بزنید، از کارناوال های مذهبی دیدن کنید؛ به جوک ها و اشارات و کنایات دقت کنید، همه جا پر از تصاویر پورنوگرافیک است. می توان در گرما گرم یک عزاداری پرشور و باشکوه، به منزل که اکنون خالی شده است سری زد و نگاه های خسته و مبهوت از دید زدن به تماشای فیلم پورن را تصور کرد. البته موبایل های هوشمند کار را ساده تر کرده اند و تصاویر را با وضوحی خیره کننده پخش می کنند، دیگر حتی نیازی به خالی شدن خانه نیست.

فرار از فانتزی به پورنوگرافی 

اسلاوی ژیژک درباره تفسیر صحنه ی پایانی فیلم چشمان باز بسته، یکی از شاهکارهای استنلی کوبریک، صحنه ای که نیکول کیدمن، پس از آنکه تام کروز ماجرای شبانه اش را برای او اعتراف می کند، به تام کروز می گوید: «حالا کاری هست که در اولین فرصت باید انجام دهیم، تام کروز می پرسد چه کاری، و او پاسخ می گوید باید با هم بخوابیم». از نظر ژیژک درسی که فیلم کوبریک درباره «دوزخ خیالاتی فانتزی»، یعنی همان دوزخی که کیدمن و کروز می خواهند با آمیزش از آن بگریزند، به ما می دهد این است که سکس و در آمیختن، کنشی برای تسلط بر فانتزی های جنسی نیست، بلکه درس غم انگیز این فیلم اینست: که می توانی در فانتزی گم شوی، و فانتزی می تواند تو را در بر بگیرد، و این که عمل جنسی واقعی میزان دفاعی برای مهار این انفجار فانتزی است(ژیژک).

اما طنز تلخ ماجرا برای بسیاری از ما در نبود همین مکانیزم دفاعی است، در نداشتن رابطه جنسی بعنوان سپری دفاعی در برابر فانتزی ها. لذا، یکی از دلایل اقبال زیاد نوجوانان و جوانان ایرانی به فیلم های پورن به سادگی به فقدان رابطه ی جنسی، همچون مکانیزم دفاعی باز می گردد. اگرچه پورنوگرافی به علت شدت و حدت تاثیر تصاویر و صدای آن، برای ساعتی فانتزی را مات و مبهوت می کند، اما در انتها فانتزی همچون آتشی که بر روی آن خاکستر پوشانده باشند دوباره زبانه می کشد و البته این بار بسیار سوزان تر. 

پایان جفت گیری و آغاز لذت جنسی در ایران

در ایران نیز به تبع الگوهای جنسی و آمیزشی دنیای معاصر، جفت گیری به پایان رسیده و سکس آغاز شده است. البته بدیهی است که منظور ما از پایان جفت گیری این نیست که افراد دیگر برای بچه دار شدن نمی آمیزند و یا صرفا برای لذت این کار را می کنند و یا اینکه در گذشته مردم صرفا برای بچه دار شدن یا جفت گیری می آمیخته اند، و از رابطه لذت نمی بردند.

امروزه افراد برای داشتن رابطه جنسی منتظر متأهل شدن نمی مانند و شاید نمی توانند بمانند. لذا مردمان (افراد متأهل و کسانی که به نحوی از رابطه جنسی برخوردارند، و نه محرومان) می آمیزند، برای اینکه لذت ببرند. در اینجا لذت یک غایت است.

سکس به یک ارزش بدل شده است، داشتن رابطه جنسی خود یک امتیاز است. داشتن خاطرات ماجراهای جنسی برای تعریف کردن در جمع دوستان یک امتیاز است. مسأله این است که اگر کسی به نحوی از این رابطه محروم باشد احساس حرمان خواهد کرد، احساس اینکه قافیه را باخته است؛ و بسا احساس های غم انگیز دیگر.

نظام حاکم، اگر افراد را به اصطلاح خودی و با بصیرت تشخیص دهد، به آنها کار، پول و امکان ازدواج اهدا می کند. اما اگر کسی نتواند از فیلترینگ بصیرت عبور کند، مجبور است وارد بازی های پورنوگرافیک خیابانی شود، اما در اینجا هم وضع بهتر نیست، چرا که در اینجا هم، کمابیش باید همان امتیازات، یعنی پول، ماشین و…، را دارا باشید. 

باید توجه داشت که در این وانفسا و تحریم و فساد، مردم از صبح تا شب، درگیر فانتزی های جنسی و پرداختن به اموری از این دست نیستند. با فیلتر و سانسور هم نمی شود جلوی این صنعت را گرفت.

منابع برای مطالعه بیشتر:

  • ۱. مراد فرهادپور، «پاره های فکر، فلسفه و سیاست»، تهران: انتشارات طرح نو، ۱۳۸۸.
  • ۲. اسلاوی ژیژک، «لکان به روایت ژیژک»، ترجمه فتاح محمدی، زنجان: نشر هزاره ی سوم،۱۳۹۰.
  • ۳. جورجو آگامبن، «وسایل بی هدف، یادداشت هایی در باب سیاست»، ترجمه امید مهرگان و صالح نجفی، تهران : نشر چشمه، ۱۳۸۷
  • ۴. اسلاوی ژیژک، «وحشت از اشک های واقعی»، ترجمه  فتاح محمدی، زنجان: نشره هزاره سوم، ۱۳۸۸.

 

۵ ۱ رای
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها