دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

نظریه های روان درمانی

روانشناسی بالينی

روان درمانی فرآیند تعهد بین دو نفر است که هر دو ملزم به تغییر کـردن از طریـق فعالیـت درمـانی هسـتند. روان درمانی در بهترین حالت، نوعی فرآیند مشترک است که درمانگر و درمانجو را شامل مـی شـود و هـردوی آنهـا مـی خواهند راه حلهایی را برای مسایل گوناگون پیدا کنند. شاید مهمترین خصوصیت درمانگر کارآمد، کیفیـت حضـور او باشد.

روانشناسی بالینی

مروری بر نظریه ها

طبقه ی اول رویکردهای تحلیلی است. درمان روانکاوی عمدتاً بر بینش ، انگیـزش ناهشـیار، و بازسـازی شخصـیت استوار است. تعدادی از مدلهای درمانی اصولاً گسترش روان کاوی هستند، مدلهـای دیگـر ، تعـدیل هـای مفـاهیم و شیوه های روان کاوی هستند و سایر مدلها، مواضعی هستند که در واکنش علیه روان کاوی پدیدار شده اند. درمانگران آدلری بر معنی، اهداف، رفتار هدفمند، عمل هشیار، تعلق و علاقه اجتماعی تمرکز دارنـد. گر چـه نظریـه آدلر با بررسی تجربیات کودکی، رفتار زمان حال را توجیه می کند، ولی روی پویشهای ناهشیار تمرکز نمی کند.

طبقه ی دوم، درمان های تجربی و رابطه گرا را تشکیل می دهـد: رویکـرد وجـودی، رویکـرد فردمـدار، و درمـان گشتالتی. رویکرد وجودی روی این موضوع تأکید دارد که انسان کامل بـودن یعنـی چـه. ایـن رویکـرد موضـوعات خاصی را مطرح می کند که بخشی از شـرایط انسـان هسـتند ، نظیـر آزادی و مسـئولیت، اضـطراب، گنـاه، آگـاهی از متناهی بودن ، آفریدن معنی در دنیا و شکل دادن آینده ی خویشتن با تصمیم گیری های فعال. ایـن رویکـرد، مکتـب درمانی یکپارچه ای نیست که نظریه ای روشن و فنون منظمی داشته باشد، بلکه نوعی فلسفه ی مشاوره است کـه روی روش های گوناگون شناخت دنیای ذهنی انسان تأکید می ورزد.

رویکرد فردمدار، که از فلسفه ی انسان گرایی سرچشمه گرفته است، روی نگرش های اساسی درمانگر تأکید می کند. این رویکرد براین باور است که کیفیت رابطه ی درمانجو – درمانگر عامل تعیین کننده اصلی نتایج فرآیند درمان است. این رویکرد از لحاظ فلسفی فرض می کند که درمانجویان از توانایی هدایت کردن خود بدون مداخله ی فعال و رهنمود دادن درمانگر برخوردارند. این نیروی رشد درون درمـانجو، در بستر رابطه ی زنده و اصیل با درمانگر، آزاد می شود. آخرین رویکرد تجربی، درمان گشتالتی اسـت کـه بـرای کمک به درمانجویان برای تمرکز کردن روی آنچه در زمان حال تجربه می کنند، تجربیاتی را ارایه می دهد.

سومین طبقه، درمان های کنشی هستند که واقعیت درمانی، رفتار درمانی، رفتار درمانی عقلانی – هیجانی، و درمـان شناختی را در بر می گیرند. واقعیت درمانی روی رفتار فعلی درمانجویان تمرکز می کند و بر طرح ریـزی برنامـه هـای روشن برای رفتارهای تازه تأکید می ورزد. رفتار درمانی مانند واقعیت درمانی ، برای عمل کردن و برداشـتن گام هـایی در جهت تغییرات عینی ارزش قایل اسـت. رفتار درمانی عقلانی – هیجانی و درمان شـناختی بـر لـزوم یـادگیری نحوه به چالش طلبیدن عقاید کژکار و افکار خودکار که به مشکلات رفتاری منجر می شوند، تأکید می ورزند.

چهارمین رویکرد کلی، دیدگاه سیستمها است که درمـان فمینسـتی و خـانواده درمـانی بخشـی از آن هسـتند. رویکرد سیستمها بر اهمیت شناختن افراد در بستر محیط پیرامونشان که بر رشد آنهـا تـأثیر مـی گـذارد، تأکیـد دارد. برای ایجاد تغییر در فرد، باید به این نکته توجه کرد که چگونه شخصیت او تحت تأثیر جامعـه پـذیری نقـش جنسـی، فرهنگ، خانواده و سیستمهای دیگر قرار گرفته است.

پنجمین طبقه، رویکرد های پست مدرن هستند: سازه نگری اجتماعی، درمان کوتاه مدت راه حل مدار و قصـه درمانی. این رویکردهای جدید، فرضهای بنیادی اغلب رویکردهای سنتی را به چالش می طلبند.

منبع : نظریه و کاربست مشاوره و روان درمانی / جرالد کری / ترجمه: یحیی سید محمدی / فصل ۱ .

۰ ۰ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها