دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

گوستاو لوبون

توده ها زودباور و تلقین پذیرند.

نظریه پایه‌ای لوبون درباره توده‌، چنین است: توده یک گردهم‌آیی موقت ناخودآگاه است. شکل‌گیری آن زیر تأثیر غریزه گردهم‌آیی است که در وجود هر جانداری نهفته است.

گوستاو لوبون

به لحاظ تاریخی اولین نظریاتی که به طور مشخص به مقوله ارتباط جمعی می پردازد، در حوزه روانشناسی اجتماعی قرار دارد. نخستین نظریات در این حوزه را می توان در آثار گوستاو لوبون(۱۹۳۱-۱۸۴۱) فیلسوف، نویسنده و روانشناس اجتماعی فرانسوی مشاهده کرد.

اساس نظریات لوبون بر پیدایش تفاوت های اساسی میان خصوصیات فرد در تنهایی و اجتماع بنا شده است. لوبون در پی شناخت هنر نفوذ در توده ها بود، ابتدا به تبیین رابطه میان زیست شناسی و فعل و انفعالات روانی با تکیه بر فیزیولوژی انسان پرداخت و در همین ارتباط، کتابی درباره «رابطه میان جمجمه و سطوح مختلف هوش» نوشت. سپس او به جستجو پیرامون نقش قوم شناسی بر ساخت روانی و فرهنگی پرداخت. در این روند او به دانش جدیدی دست یافت که مبتنی بر روانشناسی اقوام بود. در این زمینه لوبون روان توده ای را امری فیزیولوژیک و معلول جمجمه یک نژاد ذیربط تعریف می کرد.

در گام بعدی لوبون، روانشناسی توده ها را مطرح می کند. در این زمینه او بر ارتباط روانشناسی با جامعه شناسی، برای شناخت خصوصیات مشترک انسانها تاکید دارد. به موجب این نظر، غرق شدن افراد در توده با گم شدن فردیت آنها همراه است و احساس مسئولیت شخص را در درازمدت کاهش می دهد.

از مفاهیمی که لوبون به آن به عنوان ظرف تغییر هویت فرد تاکید می کند، مفهوم انبوه خلق است. به نظر او افراد چه شبیه به هم باشد و چه نباشد، همین که به انبوهی مبدل شدند، نوعی روحیه جمعی در آنان پدیدار می شود که این روح وادارشان می کند، طوری احساس و عمل کنند که با احساس و عمل آنان در تنهایی متفاوت است؛ حتی بعضی از عقاید و احساسات تنها در افرادی که به صورت انبوه خلق درآمده اند، پدید می آید. انبوه خلق، ذاتی جداگانه از مجموعه افراد دارد و عامل پیدایش آن ارتباط افراد در کنار هم و در کنار یک محرک بیرونی است.

انبوه خلق برای اعمال قهرمانی، تواناتر از افراد جدا از هم است. انبوه خلق از نظر لوبون، روانشناسی فرد در موقعیتی است که بصورت انبوه درآمده و فرد در این میان، اندامی بی اراده و دانه شنی است میان دانه های دیگر شن.

مهمترین خصوصیات انبوه خلق از نظر لوبون :

  1. انبوه خلق، هیجانها، باورها، اعمال یکسان و یکپارچه ای دارند و منجر به اعتقادات جزمی و احساس قدرت شکست ناپذیری و عدم مسئولیت می شود.
  2. انبوه خلق تحت تاثیر هیجانهای ناگهانی، افراطی، عمیق و متغیر قرار دارند.
  3. منطق انبوه خلق، ساده، ظاهری، فوری و ضربتی است.
  4. هیجانها و عقاید انبوه خلق، قابلیت تکثیر و تقویت فراوان دارد.
  5. وجود رهبران یا افرادی که دارای وجهه هستند بر شکل گیری انبوه خلق موثر است.

عوامل تشکیل دهنده انبوه خلق از نظر لوبون :

  1. احساس قدرت شکست ناپذیری و یکپارچگی روحی: به طوری که توجه به مجازات را تضعیف می کند و آنها را به سوی انجام کارهای دشوار می کشاند.
  2. سرایت و تقلید: به معنای انجام دوباره و فوری اعمالی که در اطراف فرد انجام می گیرد.
  3. تلقین پذیری بیش از حد: ناظر بر مرحله پیچیده تر و عالی تری از تقلید است، اگر چه در آن پذیرش نیندیشیده و نسنجیده، مورد نظر است؛ مثلا تبلیغات.

لوبون و نقش رسانه ها در ساخت فرهنگ جامعه

به نظر گوستاو لوبون، عقاید و نظریات جامعه شامل دو بخش بنیادی(نامتغیر) و متغیر می شود. افکار و عقاید بنیادی که سازنده اصلی فرهنگ جامعه هستند شامل آن بخش از فرهنگ جامعه هستند که مثل جریان آرام یک رودخانه در طول سالیان و قرون، افکار جامعه را می سازند؛ مثل عقاید دینی، اسطوره ها. عقاید متغیر شامل نظریات و افکاری است که به طور مداوم ایجاد و محو می شود و تغییرات آنها بیشتر در سطح و کمتر در ماهیت است. به نظر لوبون با شکل گیری انبوه خلق ها، عقاید گذرا (متغیر) توده ها بیش از هر زمان دیگر شده و باعث کم شدن قدرت آموزش های کهن می گردد.

به اعتقاد لوبون، نشریات با گسترش فزاینده خود نقش موثری در پیدایش عقاید متغیر دارند؛ زیرا عقاید متضاد با عقاید توده ها را بدون وقفه در معرض دید آنها قرار می دهند. لذا هر عقیده ای نمی تواند عمر بادوامی داشته باشد. از طرف دیگر رشد قدرت توده ها موجب این شده که آنها به عامل متعادل کننده ای دست نیابند و لذا قابلیت انعطاف بیشتری دارند، نتیجه این موضوع سه مسئله زیر می شود:

  • از دست رفتن تسلط آموزش های سنتی
  • رشد قدرت توده ها
  • طرح عقاید متنوع و متفاوت از سوی نشریات و رسانه ها

بنابراین هدایت افکار عمومی به دشواری امکان پذیر می شود. لذا حکومت ها مجبور به تعبیت از افکار عمومی هستند. بازتاب این مسئله به طور خلاصه این است که:

۱- مطبوعات و رسانه ها به جای آموزش گرایی به اخبارگرایی و انتشار سرگرمی ها، آگهی ها و شایعات روی می آورند.(مانند شبکه های صدا و سیمای خودمان). آنها از انتشار برخی نظریات و آموزش ها صرف نظر می کنند، زیرا بیم دارند خوانندگان و بینندگان خود را از دست بدهند.

مطبوعات وزین، با نفوذ و قدرت حاکمیت یا سانسور(یا سرکوب) شده اند و یا به اوراق انتقال اطلاعات اخبار سرگرم کننده، شایعات روز و آگهی ها مبدل شده اند. کدام روزنامه و رسانه داخلی آنقدر بی نیاز است که بتواند به نویسندگان خود اجازه ابراز عقاید شخصی بدهد؟

۲- دنباله روی از خوانندگان برای جلب افکار عمومی: به اعتقاد لوبون امروز مسئله اصلی رسانه ها و دولت به دست آوردن آرا عمومی است و هیچ چیز به اندازه افکار توده ها متغیر و متحرک نیست.

۳- بی اعتنایی خوانندگان: لوبون بر این باور است که بر اثر فقدان کامل جهت در عقاید توده ها و کم شدن تبیین بنیادی، افراد جامعه به این نتیجه رسیده اند که نظریات از هم پاشیده و در نتیجه بی اعتنایی و بی حسی در مقابل همه چیزهایی که با منافعشان ارتباط ندارد، افزایش می یابد. به این ترتیب بشر امروزی به طور فزاینده ای دستخوش بی اعتنایی و بی معنایی می شود، و این به نفع حاکمان است.

در یک جمع بندی کلی می توان گفت: مطبوعات و رسانه ها از نظر لوبون در ساخت عقاید توده ها موثرند، تا حدودی جایگزین نقش رهبری و هدایت انبوه خلق می شوند، خوانندگان را از فکر کردن معاف می کنند و روند کلی آنها به سوی تابعیت محض از افکار حاکمان و انتقال صرف اخبار و آگهی هاست.

تجارب به دست‌آمده در یک نسل، عمومأ برای نسل بعدی مفید واقع نمی‌شود، از این‌رو، به شهادت گرفتن براهین تاریخی بی‌نتیجه‌ است.(گوستاو لوبون)

منابع برای مطالعه بیشتر:

  1. توده ها، زودباور و تلقین پذیرند؛ نویسنده : گوستاو لوبون ؛ مترجم خواجوی ها
  2. روانشناسی توده ها. گوستاو لوبون
۴ ۴ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

1 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
حسین
۱۴۰۱/۰۷/۲۱ ۱۶:۰۴

سلام. درسایت دیپلماسی ایرانی مطلبی باعنوان روانشناسی دیکتاتوری خواندم. ججستجوی بیشتر مرابه سایت شما هدایت کرد. خشنودم که باشما اشنا شدم.موفق باشید.شمارا دنبال خواهم کرد.