دانشنامه روانشناسی مردمی
علیرضا نوربخش (مشاور بالینی)

اراده و روان درمانی

اراده عبارتست از: عامل تلاش، عامل حرکت، محرک اصلی عمل.

اراده انسان، همواره با یک نه، آغاز می شود، ما باید در برابر محیط بایستیم و بتوانیم نه بگوییم. این لازمه خودآگاهی است.

اراده

اراده(Will)، آگاهی و دانش را به عمل تبدیل می کند؛ پلی است میان آرزو و عمل. همانطور که حافظه ابزار دستیابی به گذشته است، اراده عامل دستیابی به آینده است. اراده عامل تعیین کننده در متعادل کردن فرایند درمان است. کنشی است واسط، میان بینش و عمل.

کارکرد اراده خواستن یا اراده کردن است. شوپنهاور در کتاب اصلی اش( جهان به مثابه اراده و بازنمایی) اراده را نیروی زندگی می داند، نیرویی بی منطق، قدرت کورکورانه پیکار که بی هدف و بی برنامه عمل می کند. نیچه در اراده معطوف به قدرت، خواستن را معادل قدرت و فرمان دادن می داند، اراده را همان چیرگی می داند.

اراده در ارتباط تنگاتنگ با آزادی است، زیرا صحبت از اراده غیر آزاد بی معناست. سرنوشت باوران رواقی معتقد بودند هرچه هست یا خواهد بود پیش از این هم بوده است و وجود اراده آزاد در انسان را نمی پذیرفتند. اراده آزاد با رویکردهای علمی و اعتقاد نیوتن و لاپلاس به جهانی قابل توضیح و پیش بینی در تضاد است.

اصطلاح اراده مدتهاست از قاموس درمان حذف شده است. انگیزه سالهاست که جایگزین اراده شده است و درمانگران آموخته اند اعمال فرد را بر اساس انگیزه هایش توضیح دهند. مثلا پارانویا بوسیله انگیزه تکانه های ناخوداگاه همجنس گرایانه تعریف یا علت یابی می شود؛ عورت نمایی جنسی بوسیله اضطراب ناخوداگاه اختگی تعریف می شود. انگیزه می تواند اراده را تحت تاثیر قرار دهد ولی نمی تواند جایگزین آن شود؛ به رغم انگیزه های گوناگون، فرد باز این گزینه را دارد که به شیوه ای خاص رفتار کند یا نکند.

اراده یا خواستن بیانگر زمان آینده است. وصیت نامه آخرین تلاش فرد برای جهش به آینده است. حافظه(ابزار دستیابی به گذشته) به ابژه ها(مسائل عینی) وابسته است، اراده به پروژه ها(طرح های آتی) می پردازد. روان درمانی باید علاوه بر رابطه با ابژه، بر طرح روابط آتی بیمار هم تمرکز کند.

اراده آزاد

درمانگر و مسئله اراده

ساده ترین رویکرد درمانی در دسترس درمانگر، شکل موعظه و پند دارد: تو مسئول اتفاقاتی هستی که در زندگی ات می افتد. همانطور که خودت میدانی، این رفتار توست که تو را به این روز در اورده است، می بینی که در راستای اهداف و امیال و علاقه هایت نیست و چیزی نیست که می خواهی؛ پس لعنتی تغییر کن.

بعصی درمانگران می کوشند قدرت درمان را با تاکید بر مسئولیت انحصاری فرد افزایش دهند. به عبارت دیگر کسی نمی تواند دنیای دیگری را برایش تغییر دهد؛ اگر کسی می خواهد تغییر کند، باید فعالانه متحول شود.

این توسل جستن به اراده، برانگیختگی و جنبشی را پدید می اورد ولی ناکافی است. درمان زمانی موثر واقع می شود که درمانگر بتواند اراده بیمار را تحت تاثیر قرار دهد، درمانگر نه می تواند اراده را در بیمار بیافریند و نه آن را در او القا یا آزاد کند.

پست های مرتبط

اتو رنک و مفهوم اراده 

نظام درمانی اتو رنک(Otto Rank) بر مفهوم اراده پایه گذاری شده است. سرپیچی او از فروید به دلیل مخالفتش با همین جبرگرایی روانی بود. یک کوتوله آزاد و دارای قدرت انتخاب، قاچاقی وارد ایگو می شود. رنک این کوتوله دارای کارایی اجرایی را نقطه آغاز کارش قرار داد و نام اراده بر ان نهاد. او مفهوم سائق های غریزی(Drives) را حفظ کرد ولی انها را زیر سلطه اراده دانست. رنک می گوید: من اراده را ساختاری رهنمود دهنده و سازنده می دانم که هم سائق های غریزی را به شکلی خلاق مورد استفاده قرار می دهد و هم انها را مهار و کنترل می کند.

رنک اصرار داشت وقتی درمان وقف آشکارسازی عوامل موثر بر بیمار چه تاریخی چه ناخوداگاه شود، فقط به پرهیز بیمار از مسئولیت و کاستن از توانایی او برای عمل می انجامد. اگر بر دانش بیمار بیفزاییم و از حجم ناخوداگاه بکاهیم و بهانه ای برای عدم پذیرش مسئولیت به دست بیمار ندهیم، کار حیرت آوری کرده ایم.

رنک معتقد بود نظریه فروید، ناخوداگاه را تا سطح از میان برنده مسئولیت بالا برد، درست همان کاری که یک خدا در نظام های پیشین می توانست داشته باشد.

اتو رنک معتقد بود در سیر تکاملی فرد، اراده همراه با تکانه های غریزی پدیدار می شود. وقتی کودک به دلیل عشق به والدین تکانه های تهاجمی اش را مهار می کند، بنیاد اراده شکل می گیرد. زندگی عاطفی کودک در ارتباط با تکانه ها تکامل میابد. عواطف با تکانه متفاوت است. ما در پی آنیم تکانه ها را بیرون بریزیم و تخلیه کنیم ولی دوست داریم عواطف را طولانی کنیم و کش بدهیم. رنک زندگی عاطفی را بازتاب وارونه زندگی تکانه ای می داند در حالی که اراده مقوله اجرایی جداگانه ای است که قدرتی معادل نظام تکانه ای دارد. اراده تکانه ایست که فعالانه برای خدمت به ایگو بکار گرفته می شود.

شکل گیری اراده در کودکی

اراده انسان، همواره با یک نه، آغاز می شود، ما باید در برابر محیط بایستیم و بتوانیم نه بگوییم. این لازمه خودآگاهی است، به همین دلیل اگر کودک به پدر و مادر خود “نه” می گوید، مخالفت با والدین نیست، بلکه اعتراضی است به دنیایی که او نساخته و نیز تلاشی است برای دوباره شکل دادن به دنیا.

اراده کردن به این معنا، همواره با ایستادن در برابر چیزی آغاز می شود. هرچند ایستادگی کودک در برابر مادر با اضطراب و احساس گناه همراه است، ولی کودک برای رشد و تکامل خود چاره ای جز پیمودن این مسیر ندارد. خطر در تعبیر منفی والدین از این مرحله تکاملی کودک است، که با واکنش خشم نسبت به “نه” کودک نشان داده می شود، در واقع والدین با این کار اراده کودک خود را سرکوب می کنند.

اتو رنک سه مرحله تکاملی برای اراده قائل شد:

  1. اراده منفی(متضاد) : مقابله با اراده دیگران است
  2. اراده مثبت : اراده انچه باید اراده کند
  3. اراده خلاق یا آفریننده : اراده آنچه می خواهد اراده کند.

هدف از تربیت کودک تبدیل دو مرحله اول به اراده آفریننده است. به عقیده رنک خطای اصلی در تربیت کودک، سرکوب زندگی تکانه ای و اراده اولیه(اراده منفی) است. رنک رابطه والد-کودک و همینطور رابطه درمانی را ستیز میان اراده ها می دید و می گفت اراده منفی را نباید سرکوب کرد بلکه باید آن را به گونه ای پذیرفت که به اراده مثبت و یا آفریننده تبدیل شود.

اگر والدین به کودکان بیاموزند بیان آزاد همه تکانه ها نامطلوب است و اراده منفی از اساس بد هست، دو پیامد منفی خواهد داشت:

  1. سرکوب تمامی زندگی عاطفی کودک
  2. اراده رشد نایافته زیر بار احساس گناه

در نتیجه کودک به بالغی تبدیل می شود که عواطفش را سرکوب می کند و هر کار ارادی را زننده و ممنوع به شمار می آورد.

اتو رنک بیماری ها را بر اساس میزان تکامل اراده طبقه بندی کرد؛ او سه تیپ شخصیتی عمده تعریف کرد :

  1. شخصیت خلاق : به عواطفش دسترسی دارد و هر انچه را که بخواهد، اراده می کند
  2. شخصیت عصبی : اراده در هم تنیده با احساس گناه و زندگی عاطفی مهار شده دارد
  3. شخصیت جامعه ستیز : که اراده سرکوب شده دارد و تکانه ها بر او غالبند

اتو رنک معتقد بود که هم فروید و هم آدلر اراده را کشته و نابود کرده اند. فروید اراده را به تکاپوی جنسی پالایش شده تعبیر می کرد و آدلر آن را میل جبرانی کودک برای تعدیل احساس حقارت و خودکم بینی اش می دید.

هدف درمان عصبیت این است که فرد بیاموزد بدون احساس گناه، اراده کند. پس آغاز درمان چیزی نیست مگر شروع دوئلی بزرگ میان دو اراده، یعنی بیمار درگیر تعارض اراده منفی با درمانگر و همزمان آرزوی تسلیم شدن در برابر او را دارد. در درمان این دو اراده رو در روی هم می ایستند.

اتو رنک عقیده داشت روش فرویدی بجای تقویت اراده، آن را ضعیف می کند. عملکرد اساسی روانکاوی در جهت تضعیف اراده است. اصل تداعی آزاد در روانکاوی بطور مشخص همان میزان کم اراده را که عصبیت شما هنوز ضایعش نکرده، از بین می برد و هدایت شما را به ناخوداگاه می سپارد. بیمار در طول درمان، رو در روی انچه درمانگر اراده می کند می ایستد. فروید این رویارویی را مقاومت خواند و ان را مانعی بر سر راه درمان دانست و تدابیری مثل صبوری، راهنمایی و تعبیر برای غلبه بر آن را پیشنهاد کرد.

این دید نسبت به مقاومت از دید رنک اشتباه است. او معتقد بود اعتراض بیمار، تظاهر مهمی از اراده منفی است و نباید از میان برداشته شود، بلکه برعکس باید حمایت شود و به اراده آفریننده تبدیل شود. وظیفه درمانگر این است که بجای شکستن اراده بیمار، آن را تقویت کند. اگر درمانگر بیمار را به کار صحیح وادارد، اراده بیمار مقاومت می کند و درمان با شکست مواجه می شود.

یکی از موقعیت هایی که اراده بیمار و درمانگر قطعا در ان تصادم پیدا می کند، پایان درمان است. بعضی بیماران تصمیم می گیرند درمان را ناگهانی خاتمه دهند، گروه دیگر از خاتمه درمان سر باز می زنند و اگر لازم باشد به علائمشان متوسل می شوند تا در برابر کوشش درمانگر برای به نتیجه رساندن درمان مقاومت کنند. این تصادم میان اراده ها را، رنک حاوی توان بالقوه درمانی می دید، که بدبختانه پس از پایان درمان رخ می نماید. لذا برای اینکه این تعارض را به نقطه میانی عرصه درمان منتقل کند با تعیین محدودیت زمانی دقیق، این مهم را در همان شروع درمان تحقق می بخشید. تعیین زمان خاتمه درمان مرحله نهایی درمان را به ابتدای آن منتقل می کند.

دو قلمرو اراده

لزلی فاربر(Leslie Farber) در کتاب در قلمرو اراده(۱۹۶۶) می گوید: تغییر در سطحی پنهان و دور از دید درمانگر یا بیمار اتفاق می افتد. آیا تغییر پنهان و غیر ارادی، عملی است ارادی؟

فاربر معتقد بود کوشش برای تعریف اراده به شکست می انجامد، زیرا اراده دارای ۲ قلمرو متفاوت و متمایز است که تنها ملال آورترین تعاریف می توانند این هر دو را برگیرند :

۱- اولین قلمرو اراده فاربر که مهمترین بخش کار اوست، در حین عمل اگاهانه تجربه نمی شود و تنها پس از یک اتفاق باید به وجود آن پی برد؛ این قلمرو را می توان ناخوداگاه نامید. فاربر معتقد بود که انتخاب های مهم زندگی، آگاهانه به شکل انتخاب تجربه نمی شوند. در واقع، فقط پس از واقعه است که فرد به این نتیجه می رسد که انتخاب کرده است. این قلمرو اراده را می توان جریان پنهان زندگی نامید. این اراده نیروی رانش را برای فرد فراهم می کند ولی از بررسی موشکافانه می گریزد.

۲- قلمرو دوم اراده، بخش خودآگاه آن است. این بخش در حین اتفاق تجربه می شود. قلمرو دوم (برخلاف قلمرو اول که نیروی خالص رانش است)، بسوی هدفی مشخص هدایتمان می کند و ماهیتی عملگرایانه دارد. مثل کاهش وزن یا تغییر در سبک بین فردی یا فارغ التحصیلی از دانشگاه.

مشکل اصلی زمانی بوجود می آید که فرد فنون اندرزگونه ای که متعلق به قلمرو دوم است را برای فعالیت قلمرو اول بکار گیرد و شما می بینید که در بسیاری از کتاب های خودیاری که پشت سر هم راهی چاپخانه می شوند به این هشدارهای فاربر اعتنا نمی کنند و بسیاری از روان درمانگران هم این اشتباه را مرتکب می شوند و می کوشند قلمرو دوم خوداگاه اراده را به جای قلمرو اول استفاده کنند.

فاربر چند مثال می زند:

  • می توانم به بستر رفتن را انتخاب کنم، ولی به خواب رفتن را نه
  • می توانم دانش را اراده کنم، ولی فرزانگی و درایت را نه
  • می توانم خوردن را اراده کنم، ولی گرسنگی را نه
  • می توانم تبریک گفتن را اراده کنم، ولی تحسین کردن را نه
  • می توانم خشکه مقدس بودن را اراده کنم، ولی ایمان را نه
  • می توانم سر به زیری را اراده کنم، ولی فروتنی را نه

منبع : روان‌درمانی اگزیستانسیال، اروین یالوم، مترجم سپیده حبیب، نشر نی

۳.۳ ۴ رای ها
رأی دهی به مقاله

* درود بر شما که با حمایت خود و دعوت دیگران به مطالعه مقالات سایت، به من انگیزه می دهید. لطفا در کامنت ها و مباحثات شرکت کنید و پرسشگر باشید. جهت مشاوره آنلاین یا حضوری با شماره ۰۹۳۵۵۷۵۸۳۵۸ در تلگرام هماهنگ نمایید. *

2 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
رعنا
۱۳۹۹/۰۴/۰۴ ۱۹:۳۷

سلام جناب نوربخش عزیز…..
اراده یعنی اینکه اول خودت رو باور داشته باشی هیچ وقت خودت را دست کم نگیر اراده کنی می توانی دنیا رو تغیر بدهی.در ابتدای مسیر اول باید انگیزه داشت اما در ادامه به انظباط شخصی بیشتر نیاز داریم تا در مسیر موفقیت بمانیم…
…..با خود بگویید هدف من این نیست که بهتر از بقیه باشم هدف من اینه که بهتر از چیزی باشم که قبلا بودم……

lona
۱۳۹۹/۰۴/۰۵ ۱۰:۴۷

خیلی جالب بود ممنون